به نام حضرت عشق
ایزد مهربان را هزاران سپاس که بنده را مجالی نو عطا کرد تا در پیشگاه شما عاشقان هنر باشم
مجال این نوشتار را به ادبیات و شعر اختصاص می دهم
روی الف
در پیشگاه شعر و ادب:
مکتب رمانتیسیسم (خوب بد در خیال)
بخش یکم
رمانتیسیسم تا حدودی بر ضد جامعه اشرافی و عصر روشنگری (به طور بهتر عقلانی) بود. قدرت گرفتن قشر بورژوا (قشر متوسط جامعه)، از دست رفتن اعتبار طبقه اشراف و گسترش فساد در بین این طبقه و از طرفی، رشد فکری و اجتماعی مردم باعث شد که مکتب رمانتیسیسم ظهور کند.
رمانتیسیسم واکنشی بود بر ضد وضعیت موجود و تقابل با اصول خشک و موازین منضبط موجود در آن دوره؛ پایه و اساس این مکتب نیز، آزادی تخیل، فردیت، شالوده شکنی و بال و پر دادن به رؤیا و هیجانات فردی بود. سال ۱۹۸۰سال انقلاب ادبی فرانسه است و ویگتور هوگو، رمانتیسیسم را به عنوان یک مکتب ادبی در فرانسه پایهگذاری کرد. او با اثر مهمش، «بینوایان» به نمایش تقابل میان عقل خشک و انضباط اجتماعی و احساس و عواطف انسانی پرداخت و در این رمان معروف و قابل تأمل نشان داد که انسان زمانی که به یک جنبه وجودی خویش (عقل و حسابگری) بپردازد و از وجه درونی و احساسی و انسانی خویش غافل شود، چقدر فاجعه به بار میآورد. قهرمان این رمان، الیور توییست، کودکی است که به نقد جامعه عاری از احساس و عاطفه میپردازد و خود که نماد و نشانه عاطفه انسانی است، سرانجام به پیروزی میرسد. رمانتیسیسم، تمایلی به نمایان ساختن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رؤیا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و نیز سرزمینهای ناشناخته است. از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته عقلانی و احساسی و یا به عبارت بهتر والاترینها و زیباییها تقسیم میشود.
اما واژه رمانتیسیسم به چه معنا است؟
صفت رمانتیک ابتدا در معناهای خیالی، افسانهای، شاعرانه و قهرمانوار به کار میرفت، ولی در قرن نوزدهم برای توصیف مناظر زیبا و دلربای طبیعت استفاده میشد که تأمل و تخیل بیننده را بر میانگیخت.
رمانتیسیسم ادبی
رمانتیکها در ادبیات بیشتر به رؤیاها و احساساتی میپرداختند که بسیار مرموز و ناشناخته بود و هرگز به نمایش اندیشهها و احساساتی با انگیزشهای طبیعی علاقه نداشتند. برخی از آنان به اجتماع تمایل نشان نمیدادند و از مردم گریزان بودند و بیشتر به دوران کودکی و سرزمینهای ناکجاآباد خیالی و آرزوها و تنهاییهای خویش میپرداختند.
از سوی دیگر، جنبش رمانتیسیسم را باید فریاد خشم و اعتراض بر ضد بندگی انسان، سرمایهداری، تبدیل شدن شهرها به اردوگاههای کارگری دانست. هنرمند رمانتیک، زندگی و اجتماع را زاییده اندیشه میداند و به تقدیر، هیچ اعتقادی ندارد. در این سبک، زشتیها و زیباییها بدون در نظر گرفتن نتیجه اخلاقی آموزنده اعمال میشد و از آثار مسیحی قرون وسطایی، الهام فراوانی گرفته شد. این سبک طبقه متوسط تعلق داشت بود و بهترین قالب ادبی آن، «رمان» بود.
عواملی که برای یک ادیب رمانتیک اهمیت دارد، عبارت است از:
۱. شخصیت قهرمان؛ ۲. هیجانات و احساسات؛ ۳. گریز و سیاحت؛ ۴. آزادی و ۵. کشف و شهود به کمک تخیل.
در بخش دیم این مقال به نمونه های ادبی این مکتب اشاره می شود و مورد بازرسی و کنکاش البته به همرهی شما گرامیان قرار می گیرد
![]()
![]()
![]()
روی ب
نکته دان عشق
بر آمد باد و صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
چو نرگس چشم نرگس از خواب برخاست
حسد گو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرمست ای گل کجایی
که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد
برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت
مبر فرمان بدگوی بد آموز
منه دل بر سرای عمر سعدی
که بر گنبد نخواهد ماند این قوز
نوروز رخصت شکفتن و از گل و سبزه گفتن است و رستاخیز بیدار دلان سحرخیز.
نوروز عاشقی بر شما گل های رنگارنگ معطر نیکو و خجسته باد.
یا حق

به نام هنر آفرین عشق
سلام به شما دوستان و عاشقان هنر عاشقی
یکم
چرا وبه چه هدفی این بلاگ رو با این موضوع بنا نهادم؟
و اصلا چرا هنر عاشقی؟
خدمت شما عرضه بدارم که بنده این بلاگ را در برابر موجی که به نام عشق و بر خلاف اصل هنر چون زهری در طعم شهد همه سلول های
روح سلیم و پاک آدمی را می خشکاند بنا نهادم. با هم سفری شما می خواهیم در هفت آسمان هنر ستارگان را از دور به انگشت اشارت کنیم و لذت ببریم از این که دلخوش به ستارگان کاغذی نیستیم و برای لحظه ای نسیم عشق رابر پوست خراشیده دل مصادف می کنیم تا بدانیم نفسی هست که از قفسی سخت بگریزیم
دیم
منظر دور ما در این بلاگ چیست؟
تعریف عشق در اقسام هنر و آشنایی با مسلک های هنری عشق آشنا و مشاهده خواص میوه اش در عصاره گیر این مکاتب تمام آن چه که پیش رویتان
قرار داده می شود
سیم
بخش آثار عاشقانه هنر سرشت شما
که در این بخش به تناسب تعداد آثار و قالب آن ها به نام زیبای شما برای تماشاگه عشق این بلاگ و برای بینندگان قرارخواهم داد
پس عاشقانه دست دوستی به آستان شما اهل هنر پیش می نهم و منتظر دستان مهربانتان
ماهرویا مهربانی پیشه کن
خوبرویان را بباید زیوری
تا بعد
یا حق![]()
به نام صاحب عشق
بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد
یا خود نبود چیزی یا بود و آن فنا شد
هر حالتی چو تیرست اندر کمان قالب
رو در نشانه جویش گر از کمان رها شد
گر چه صدف ز ساحل قطره ربود و گم شد
در بحر جوید او را غواص کاشنا شد
مولوی
ساقی به نور باده برافروز جام ما
مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما
حافظ
ای بی خبر بکوش صاحب خبر شوی
تا راهرو نباشی کی راهبر شوی
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی
تا کیمیای عشق یابی و زر شوی
گر در سرت هوای وصالست حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
ساحل.عشق.هنر
به زودی......
هنر عاشقی
sahel-eshgh-honar.blogfa.com
یا حق![]()